بی دل

یادش بخیر (!) یه روزایی این ترانه علیرضا عصار زمزمه ی روزگارم بود:

 

من بی دل، به چه جرمی، از تو هی شکنجه میشم!

من که با تموم زجرت، خاکتم، مثل همیشم!

زیر ضرب ضربه ی تو، بی سپرترینم از عشق

بسه نازنین، روا نیست، بزنی تیشه به ریشه ام

دیـــــــــــــــــــــــر اومدی ای رفته!

طعمت از دهن افتاد!

دل دلزده شد از تو، آهنگ تو رفت از یاد!

دیـــــــــــــــــــــــر اومدی ای رفته!

تصویر تو لیلی نیست

زجه ات رو شنیدن تلخ، اما به تو میلی نیست!

 

پر گریه، به یادت هست؟! گفتم که نفس بردی؛ رقصان مثل پر در باد، رفتی غزل افسردی

پر گریه، کجا بودی؟! وقتی که دلم میسوخت؛ وقتی که یه اقیانوس، هر اشک و به اشکی دوخت!

من بی دل به چه جرمی ...

  
نویسنده : E.S.I ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ ها :