موضوع انشاء : اردو !

سلام.
بازم دير شد ولی دليل داره...
ديروز جای شما خالی با بچه های دانشگاه رفته بوديم اردو . رفته بوديم باغبادران يکی از شهرهای استان اصفهان...
يکی از بچه ها اونجا يه ويلا گرفته بود . کنار زاينده رود.
البته توی دانشگاه اردوهای مختلط لغو شده بود و ما در واقع يه اردوی محفلی رفته بوديم.
خلاصه ساعت ۷ صبح راه افتاديم . البته از صفريهای دانشگاه فقط ۷ نفر بوديم. ۴ تا پسر و ۳ تا دختر.
توی اتوبوس که مطابق معمول بساط بزن و برقص برپا بود. يکی از بچه ها تنبک و يکی دیگه دف اوورده بودند و خلاصه تا اينجاش که جاتون خالی بود....
توی اتوبوس با بچه ها سرود ملی دانشگاه رو هم می خونديم که اگه شد بعدا براتون می نويسمش. خيلی با حاله .
راستی ۲ تا از سال بالائی ها نامزد کرده بودند و با خانوماشون اومده بودند . که از اول تا آخر اردو با نامزدشون کنار هم بودند و ....
خلاصه رسيديم به ويلا . خيلی قشنگ بود . به محض رسيدن صبحانه رو خورديم و رفتيم دنبال کارمون !!!
اولش يه ساعتی رو واليبال بازی می کرديم . البته اينطوری که توپ بايد روی هوا می موند و هر کی توپ رو می نداخت زمين بايد ۳۰ ثانيه وسط جمع می رقصيد . البته خانوما بازی نمی کردند ...
بعدش رفتيم به چند گروه تقسيم شديم و ..سور بازی کرديم . اون دو تائی که گفتم با نامزدشون اومده بودند با خانوماشون بودند . ما هم يه دست بازی می کرديم و بعد از يه دست بازی ، براشون آهنگ بدو بدو مبارک بدو رو براشون می خونديم .
بعدشم يکمی وسطی بازی کرديم و بعدش رفتيم سراغ تهيه ناهار .
يه عالمه جوجه بود . سيخ زديم و پختيم و خورديم و راننده رو يادمون رفته بود که ناهار براش بذاريم ....!!!
بعد دوباره واليبال بازی کرديم . اما اين بار توپ افتاد توی رودخونه . دقيقا وسط رودخونه افتاد . شايد يه کيلومتر دنبالش رفتيم ولی نتونستيم بگيريمش . البته جريان آب تند بود و نمی شد بپريم توی آب.
بعد خسته و کوفته برگشتيم به ويلا . گروه ارکست برامون چند تا آهنگ اجرا کرد !! و يه کم ديگه هم زديم و رقصيديم . البته در تمام اين مدت خانوما فقط ناظر بودند . !
بعدشم که جو بچه ها رو گرفته بود و همه به زبون برره با هم حرف می زدند .!
بعد تقريبا غروب شده بود که برگشتيم .
توی راه برگشتن هم می خونديم و... ولی بس که داد زده بوديم تموم صداها گرفته بود . آخر سر هم که شعر کم اوورده بوديم ، شعرای من در آووردی می خونديم . مثلا : يه دونه انار دودونه انار سه دونه انار ، يه پاکت انار دوپاکت انار سه پاکت انار ، يه کيلو انار دو کيلو انار سه کيلو انار و.......!!!
خلاصه خيلی خوش گذشت . جای همتون خالی بود.

فلن بای.   
نویسنده : E.S.I ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٢