انواع ضد حال (2)

سلام :
دوباره ضد حال اومد...
در ادامه بخونين چند تا ضد حال ديگه رو :

يكي از بچه ها مي گفت : ضد حال يعني اينكه عينك بد بيني كه اغلب به چشمامون و همه چيزاي باحال زندگي رو شكل ضد حال ببينيم .
ماني مي گفت : ضد حال يعني با يه عالمه خوشي مي ري يه جائي و اونجا اونقدر درباره بد بختي ها و محروميت ها و هزار تا كوفت و زهر مار ديگه بحث كنن كه از زنده بودن بيزار بشي .
مسعود خوشگله مي گفت : ضد حال يعني قبول شدن توي دانشگاه صنعتي اصفهان كه ترم دومش يه هفته اس كه شروع شده . در حالي كه همه ملت الان تعطيلات بين دو ترمشونه ......!
اسي سياست ميگه : ضد حال يعني وقتي به بابات مي گي چرا نسل شما انقلاب كرد اولين چيزي كه ميگه اينه كه اولا ما توي انقلاب شركت نكرديم و ثانيا هدف ما از انقلاب چيزهاي ديگه اي بود . (جالب اينه كه طبق آمار گيريهاي انجام شده حدود 90 در صد باباها اين جواب يا امثال اينو دادن )ولي من هنوز دو تا سوال توي ذهنم باقي مونده : يكي اينكه پس كيا انقلاب كردن ؟ دوم اينكه چرا يه ملتي كه يه همچين انقلابي ميكنه هنوز نتونسته به هدفاش برسه؟؟؟؟؟؟
يكي از بچه هاي متال ميگه : ضد حال يعني فقط به خاطر 1 نمره يه ترم رو مشروط بشي . يعني اگه استاد كذائي رياضي 4 واحدي فقط 25 صدم ديگه بهت نمره مي داد مشروط نمي شدي.
احسان پگاه ديروز مي گفت : ضد حال يعني تو !!!!!!!!.........
رضا توتون ميگه : ضد حال يعني : 5 شبكه تلوزيون ايران ....... و همينطور صور اسرافيل با اون سيبيلاي مزخرفش....
ابي خلاف ميگفت : ضد حال يعني اعصابت از دست يكي خورده و همون موقع يكي از بچه ها كه عا شق شده جلوت سبز بشه و از عشق برات حرف بزنه .... ضد حال يعني عاشقي . ....
داداش كوچيكه ي ميلاد گفته : ضد حال يعني توي دبيرستان توي كتاب عربي نوشته : عربي زبان زنده دنياست.....
ضد حال يعني : يه دختره كه پيرهن چارخونه قرمز و سفيد مي پوشه و به نظر خودش خيلي خوشگله و از بد شانسي تو هميشه توي كلاس رياضي ، اونم اول ساعت مي بينيش و حسابي حالت گرفته ميشه .
ضد حال يعني : دلت مي خاد تا ساعت 3 نصف شب بيدار بموني ولي چون بقيه ي خونوادت خوابند تو هم مجبور باشي بخابي . چون چراغ اتاقت توي چشمشون مي افته ....

فعلا بسه ديگه خيلي شد نه ؟

حالا يكم حال :
مجيد مؤمن ميگه : حال يعني اصلا پول نداشته باشي و اصلا فكرش رو نكني و يه دفعه يه سفر حج واست جور بشه و بري مكه .
همون اسي سياست بالائي ميگه : حال يعني يه روز صبح از خاب بيدار شي و بشنوي كه همه ي زندانيهاي سياسي آزاد شدن و همه ي روزنامه هاي توقيف شده دوباره چاپ شدن . او در ادامه مي افزايد!: حال يعني از تلويزيون برنامه هاي جالب ببيني !!!!!؟؟؟؟؟!!!!!؟؟؟!؟!؟!؟!؟!
و.....
دفعه ي ديگه حال شو بيشتر مي نويسم...
به نظر شما ضد حال يعني چي ....؟ لطفا بگين ضد حال يعني چي تا با اسم خودتون اگه خاستين توي وبلاگم بنويسم ..............



  
نویسنده : E.S.I ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۱