ديوونه ديوونه...!

سلام سلام صدتا سلام.

انقده من شارژم که خدا ميدونه . دليلشو فقط يکی ميدونه ...!

شعرو حال کردين ؟ ما اينيم ديگه ... همه کاره ... شعرم ميگيم!!!

.....

تا حالا يه ديوونه رو از نزديک ديدين ؟ نشستين يه نيم ساعتی باهاش حرف بزنين ؟

 

عجب دنيايی دارن اين ديوونه ها . يعنی ببخشيد ... عاقلا !!! به خدا اينا از ماها عاقل ترن .!

از همه چی راحتن . انگار نه انگار که تو دنيا مشکلی هس ... انگار نه انگار که يه روزی مرگ هست! شاد شادن . مثل يه بچه پاک !

چند شب پيش با بچه ها رفته بوديم بيرون يه گشتی بزنيم ... يه دفه يکی از همينا خورد به تورمون . اولش يکمی سر به سرش گذاشتيم يه خوده خنديديم ولی بعدش يه چيزيش توجه منو بهش جلب کرد ... اونم سادگيش بود . مثل آب زلال !

يکمی که حرف زد ... ديدم عجب دنيای قشنگی داره .

....

...

..

و ای کاش ديوانه بودم !!!

---------------------------------------------------------------------

راستی اون خبر خوبه اينه که سميرا خانم قول دادن دوباره بيان اينجا بنويسن ! هووورا کف دس تشويق ...

  
نویسنده : E.S.I ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٢