انريكو - قسمت ۲

سلام.

چندتا از برو بچ آقائي كردن و بهم ميل زدن كه آقا تو مگه آدم قحطي بود تو دنيا كه اومدي از انريكو مينويسي؟!!! خب منم معتقدم كه زنده باد مخالف من !!! لازم به ذكره كه اين آقايون و خانم (!) همگي از همون طرفداراي كذائي ريكي مارتين بودن ! . منم جوابشون رو با ميل دادم ولي حالا دستشون درد نكنه بازم اون بدوبيراها رو توي كامنت وبلاگ ننوشتن !!!

ولي با اين حال چون ما قول داديم كه يه بلاگ اينترنشنال و دمكرات باشيم ، تصميم گرفته شد كه بيوگرافي ريكي مارتين رو هم بنويسيم. نمي دونين چه عذابيه !!! انشاءالله به زودي اونم ترجمه ميشه و مي نويسيمش توي بلاگ. خدا رو چه ديدي ؟ اگه شورا تصويب كنه شايد اصلا رفتيم تو همين كار … يعني بيو گرافي و خواننده و اين حرفا ديگه … به قول رضا سيبيل (!) پول توش بيده !

خب اينم ادامه بيوگرافي انريكو جونم …

تا اونجا گفتيم كه انريكو و ريكي مارتين يه رقابت اساسي توي امريكا و كل جهان راه انداختن . مثل استقلال پرسپوليس خودمون !!!...

در ماه آپريل امسال توي سايت Sky News سربازان انگليسي - ترانه Hero انريكو رو دليل دليري و از خود گذشتگي خودشون ميدونستن و اين ترانه رو يه جور معجزه خطاب كرده بودن .!

اطراف انريكو يه عالمه خبرنگار و شايدم فضول مي چرخه . به طوري كه در يكي از سايتهاي خبري ذكر شده بود كه انريكو و خانم آنا كورنيكوا (خواننده) يك شب در هتل چهار فصل تورنتو ديده شدن كه انريكو يه لباس آبي تيره پوشيده بود با يه دستبند نقره اي ! و آنا با يه لباس معمولي بوده و شام رو با هم تناول كردن !!!

p16.jpg

مجله Globe در شماره پيشين خود با انريكو مصاحبه اي انجام داده كه در مورد رابطه اش با پدرش جوليو بوده بهتره از زبان خود انريكو اين مصاحبه رو بخونيم :

" من از 7 سال پيش تا الان فقط دو بار با پدرم صحبت كردم . اون حدود 500 ميليون دلار سرمايه داشت ولي خيلي خسيس بود . در اسپانيا اگه كسي اسم اگلسياس داشته باشه اونو به عنوان يه فاسد پولدار يا يه غارتگر پولدار مي شناسن ولي پدر من حتي يك پني هم به من نميداد . من دلم مي خواست به مدرسه بچه پولدارا توي ميامي برم . اونا ماشين مرسدس يا پورشه سوار ميشدن ولي من يه ماشين داغون و اكبيري داشتم . وقتي به لوس آنجلس اومدم كه به حرفه موسيقي بپردازم هيچ چيزي در بساط نداشتم . من دنبال يه دوست واقعي بودم ... "

انريكو در ادامه ميگه : "من به اين كلاهي كه ميبينيد سرم ميذارم خيلي افتخار ميكنم . مادربزرگم هميشه از اين نوع كلاها سرش مي ذاشت و منو به هيجان وا ميداشت ! من الان حدود 50 نوع از اين كلاهاي عرق چين رو از سراسر دنيا جمع آوري كردم "

p04_withguitar2.jpg

مجله Sky News جديدا فاش كرده كه انريكو در حال مذاكره با كمپاني هالي وود براي بازي كردن توي يه فيلمه . اين فيلم كه ديسك طلائي نام داره به زندگي يه نوجوان ديوونه مي پردازه كه خواننده ميشه . گزارشها حاكي از اونه كه انريكو در خواست كرده كه آنا كورنيكوا هم در اون فيلم بازي كنه !!!

يه خبر جالب براي آسيائي ها اينه كه انريكو به احتمال زياد به زودي به هند خواهد اومد. گفته ميشه كه يه تاجر هندي اونو براي شركت در يك شو مدل به اين كشور دعوت كرده !

p41_bucarest06-01.jpg

....

در انتها متن ترانه Hero انريكو رو كه مورد استقبال بسيار زيادي در ايران و كشورهاي خارجي قرار گرفته تقديم به همتون ميكنم . اميدوارم مورد توجهتون قرار گرفته باشه :

Would you dance

If I asked you to dance?

Would you run

and never look back?

Would you cry

If you saw me cry?

And would you save my soul, tonight?

Would you tremble

if I touched your lips?

Would you laugh?

Oh please tell me this.

Now would you die

for the one you loved?

Hold me in your arms, tonight.

I can be your hero, baby.

I can kiss away the pain.

I will stand by you forever.

You can take my breath away.

Would you swear

that you'll always be mine?

Or would you lie?

would you run and hide?

Am I in too deep?

Have I lost my mind?

I don't care...

You're here tonight.

I can be your hero, baby.

I can kiss away the pain.

I will stand by you forever.

You can take my breath away.

Oh, I just want to hold you.

I just want to hold you.

Am I in too deep?

Have I lost my mind?

I don't care...

You're here tonight.

I can be your hero, baby.

I can kiss away the pain.

I will stand by your forever.

You can take my breath away.

I can be your hero.

I can kiss away the pain.

And I will stand by you forever.

You can take my breath away.

You can take my breath away.

I can be your hero.

----------------------------------------------------------------------------------------------

ضد حال يعني با رفيقت رفتي بيرون كه خوش بگذروني يه دفه يه آقاي خوشگل مياد ميزنه به شيشه ميگه كه آقا ماشين شما بايد توقيف بشه . علتشو كه ميپرسي ميگه به خاطر نواري كه گذاشتي . در حالي كه صداي ضبط انقده كم بود كه خودمم نمي شنيدم چي ميگه . بعد آقا مياد ماشينو توقيف ميكنه . 3 روز ما رو معطل ميكنه . بعدشم ميگه بيا جريمشو بده برو !!!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

به هنگام روبرو شدن با مشكلات اساسي نميتوانيم از همان سطح تفكري كه آن مشكلات رو بوجود آورديم ، آنها را بر طرف كنيم

.

البرت اينشتين

/ 0 نظر / 4 بازدید